بابا صفرى

138

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

بين مساجد تقسيم شود ازاين‌رو سرعت حركت لازمهء كار است و بنابراين است كه دسته‌هاى شمع‌گذاران از چند نفر تجاوز نميكند . سابقا كيسه‌هاى مخصوصى بنام « حيبه » ( بر وزن خيمه ) بود كه مثل خورجين كوچك و دو چشمه داشت . كسانى كه نذر داشتند از يكى دو روز قبل شمعها را خريده سر آنها را مرتب كرده نفت ميزدند تا موقع روشن كردن وقت زيادى نگيرد . آنگاه آنها را در چشمه‌هاى حيبه جا مىدادند تا حمل آن آسان باشد . امروزه از اين حيبه‌ها كمتر به چشم مىخورد و شمع‌گذارها از پاكت كاغذى و پلاستيكى استفاده مىكنند . در هردسته شمع‌گذار يكنفر آشنا بمحل‌ها و راه مساجد نيز ديده مىشود و او ديگران را راهنمائى مينمايد . وقتى افراد چنين دسته‌اى بمسجدى مىرسند در كنار طشت آن در ظرفهاى مخصوص شمع‌سوز ، شمع‌ها را روشن ميكنند و از طشت مى - بوسند و حاجت خود را طلب مينمايند و در عين حال دو سه قطره از آب طشت در شيشه‌اى كه همراه دارند ميريزند آنگاه براى رفتن به مسجد ديگرى به راه ميافتند . اين آب عنوان شفا دارد و بيشتر براى بيماران مورد استفاده قرار ميگيرد . در بعضى از مساجد بافراد دسته‌ها شربت مىدهند و در برخى ديگر با چائى پذيرائى مىكنند و صندلى و نيمكتهائى هم براى استراحت خستگان ميگذارند . اين دسته‌ها موقع حركت در كوچه‌ها و مدخل مساجد اشعار تأثرآورى دربارهء شب عاشورا ميخوانند و چون دو دسته بهم ميرسند با صداى بلند از همديگر التماس دعا مينمايند . يكى از اشعارى كه بيشتر دسته‌ها در اين روز ميخوانند چنين است : بير بو گجه اكبر دو سنه يار سكينه * صباح اولوسان شمره گرفتار سكينه « 1 » وقتى كه آفتاب غروب مىكند و شب آغاز ميگردد در بيشتر مساجد مردم و دسته‌هاى شمع‌گذار در كنار طشت گرد ميآيند و فاتحه ميخوانند . اين فاتحه طلب حاجت و دعا از پيشگاه خداوند متعال است و ما نمونهء آن را در صفحهء 129 اين كتاب

--> ( 1 ) - اين بيت خطاب به حضرت سكينه دختر كوچك حضرت حسين بن على ( ع ) است و ترجمهء فارسى آن چنين است : يك امشب است كه برادرت على اكبر ( ع ) يار و همراه تو است و فردا تو گرفتار شمر خواهى شد .